ميرزا حسن حسينى فسايى

529

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به جانب اصفهان ، نهضت نمود و در منزل آسپاس « 1 » سرحد چهار دانگه ، خبر بهجت اثر ولادت اميرزاده شاهرخ خان ولد ارجمند نواب اميرزاده رضا قلى خان از بطن مخدره سرادق پادشاهى فاطمه سلطان بيگم دختر نيك‌اختر خاقان شهيد سعيد شاه سلطان حسين به مسامع جلال نادرى رسيد « 2 » و بعد از ورود نواب نايب السلطنه به اصفهان عبد الكريم افندى قاضى عسكر رومى « 3 » براى اخبار وكالت عبد اللّه پاشاى « 4 » سرعسكر در اتمام عقد مصالحه در دربار معدلت آثار ، مشرف حضور شده پيغامات را رسانيد و از نواب نايب السلطنه ، جواب شنيد كه اگر تمامت بلاد آذربايجان كه در زمان حضرت مغفرت‌پناه ، شاه سلطان حسين ، در تصرف دولت عليه ايران بود ، تسليم كنند ، راه مصادقت و مصالحت باز است و الا مهيا و آمادهء جنگ باشيد و چون سابقا نگاشته شد كه دولت بهيه روس « 5 » ، بلاد گيلان را تسليم امناى دولت عليه ايران ، نموده بودند و تاكنون شهر و قلعه باكو را كه در اين زمان به بادكوبه اشتهار يافته و بلده و قلعه دربند را به مساهله گذرانيده بودند ، سفيرى از جانب دولت بهيه روس ، وارد اصفهان شده از در عذرخواهى درآمده ، مأمور به ملازمت ركاب گرديد . و در دوازدهم محرم سال 47 [ 1 ] 1 : لواى عزيمت افراشته ، از راه همدان عازم مقصد گرديد و در عرض راه ، خبر از فارس رسيد كه طهماسب قلى خان سردار از جهرم و هرم گذشته ، قلعه و بلده خنج « 6 » را كه اهلش براى اتحاد مذهبى ، دم از موالات محمد خان بلوچ مىزدند ، محاصره نموده ، بعد از اندكى ، مسخر داشته ، اهلش را بكشت و قلعه و عمارات عاليهء خنج را خراب و ويرانه ساخت ، پس قلعه پرويز عوض « 7 » را كه بر فراز كوهى بلند ، هفت فرسخ مغربى شهر لار است و اهلش از خيرخواهان محمد خان بلوچ بودند ، محاصره نموده ، چند روزى ، پاى - مردانگى را فشرده ، در تصرف آورد پس فرقه‌اى را در معرض سياست و جماعتى را مورد عنايت نمود . پس به شهر لار رفته ، يحيى خان بلوچ « 8 » و همراهان او را كه در قلعهء لار مقيد بودند ، خواسته ، آنها را روانه سفر آخرت گردانيد پس از شهر لار به صحراى باغ كه چهار فرسخ جنوبى شهر لار است رفته ، قلعهء باغ را تصرف نموده ، در حق جماعتى عنايت و پاره‌اى را سياست فرمود و محمد خان بلوچ در آن زمان در « 9 » قلعه‌دشتى كه فرسخى كمتر ، مشرقى قلعه‌باغ است توقف داشت و بعد از اطلاع بر تسخير قلعه باغ با پانصد نفر افغان و بلوچ به عزم استمداد از شيخ احمد مدنى « 10 »

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 228 . آسپاس يكى از دهستانهاى دوازده‌گانه آباده است . ( فرهنگ جغرافيائى ايران ، ج 7 ) . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 228 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 228 . ( 4 ) . ( عبد اللّه پاشاى كوپورلو اوغلى ) . جهانگشاى نادرى ، ص 229 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 229 . ( 6 ) . يكى از دهستانهاى ششگانه بخش مركزى لارستان . ( فرهنگ جغرافيائى ، ج 7 ) . ( 7 ) . در جلد دوم فارسنامه ناصرى آمده است كه : آن را قلعه پرويز و پرويزن گويند . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 226 . ( 9 ) . در متن : ( از ) . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 230 .